Challenges
Datasets
Workspaces
Papers
Discussions
Leaderboard
Log inSign up
Challenges
Datasets
Workspaces
Papers
Discussions
Leaderboard
Blog
Job Board
Q3AS

© 2026 Aqora Quantum S.A.S.

TermsPrivacyLegal Notice

آموزه های فلسفه اسلامی

بررسی و نقد دیدگاه فیزیک کوانتوم درباره اصل علیت

سید مرتضی حسینی شاهرودی

Published Oct 23, 2009• 0 citations
OpenAlex

Abstract

اصل علیت که از بدیهی‌ترین اصول مورد پذیرش همة انسانها در طول تاریخ بوده و نقش تعیین‌کننده و بدون جایگزینی در پیش‌بینی رخدادهای طبیعی و فراطبیعی داشته و دارد، در فیزیک کوانتوم با چالش روبه‌رو شده است. دیدگاه مکانیکی نیوتن نیز که یکی از پایه‌های اساسی علم به حساب می‌آید، قرنها مورد پذیرش قرار گرفته بود ولی صحت و اصالت این دیدگاه، بر اثر پیشرفتهای علمی سالهای اخیر به ویژه با مطرح شدن نظریة کوانتوم در فیزیک، به صورت جدی مورد تردید قرار گرفته و به تصویری کاملا متفاوت از جهان هستی رسیده است. این مقاله به بررسی و نقد دیدگاه فیزیک کوانتوم دربارة اصل علیت می‌پردازد.

Related papers

بطلان اصل مکملیت و نتایج فلسفی آن

فاطمه ربیع پور, محمدکاظم علوی

علیت یکی از مهمترین مفاهیم فلسفی می باشد که به عنوان اصل  بدیهی همه ی ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است. اما به رغم اینکه ایل پایه و مبنای هر پژوهش علمی بوده، در طول تاریخ مورد هجوم شبهات فراوانی از سوی برخی از فلاسفه و فیزیکدانان قرار گرفته است. یکی از شبهات را می توان در مکمیت بور که مبتنی بر هایزنبرگ است، یافت؛ که به دلیل داشتن مدلول فیزیکی، از پذیرفته شدن ترین نظریه های فیزیک کوانتوم می باشد.     اما چنانچه تجربه نشان داده است، بسیاری از نظریه ها و تئوری های علمی غیرقطعی بوده و پیوسته در حال تغییر و تبدیل می باشند که در این میان این نظریه و نیز از این جریان مستثنی نبوده اند، زیرا پس از گذشت هشتاد سال، یک دانشمند جوان ایرانی به نام پروفسور شهریار صدیق افشار با ارائه ی نظریه ای درباره ماهیت دوگانه ی نور، توانست سلطه ی هشتاد ساله ی این نظریه را در هم شکند.     این آزمایش، مبتنی بر آزمایشی مشهور درباره ی پدیده ی تداخل است که موسوم به دو شکاف میباشد. وی در این آزمایش به وضوح نشان میدهد که هیچ تناقضی در نمود هم زمان ماهیت موجی و ذره ای نور وجود ندارد؛ موضوعی که تا سال 2004، امر مسلم و پذیرفته شده ی مکانیک کوانتوم بوده است و نتایج فلسفی خطرناکی چون نفی علیت را درپی داشته است. طرح این نظریه نه تنها به عنوان یکی از مباحث بنیادی و جریان ساز فیزیک جدید جائز اهمیت است؛ بلکه پاسخی دندان شکن به نتایج و برداشتهای معرفت شناختی حاصل از نظریه های اصل مکملیت و عدم قطعیت نیز می باشد؛ لذا ما را بر آن داشته است که در مقاله ی حاضر در حد توان به بررسی و تحلیل آن بپردازیم.

Āyinah-i ma̒rifat/Āyinah-i ma̒rifat•Dec 22, 2015•0 citations

آیا قضایای ناتمامیت گودل را میتوان در مکانیک کوانتومی بهکاربرد

صابری فتحی, سید مجید

مکانیک کوانتومی نظریه ای است که ساختار فکری بشر را دگرگون کرد. اما با وجود موفقیت ها ی زیاد آن از زمان اینشتین تاکنون عده ای در مورد کامل بودن آن دارای شک ، تردید و شبهه هستند. یکی از راه هایی که عده ای کامل بودن این نظریه را مورد تردید قرار می دهند قضایای ناتمامیت گودل است. کورت گودل در دوران دکترا و اندکی پس ‌از تحقیق در مورد برنامه های تمامیت و سازگاری هیلبرت در سیستم های صوری، به اثبات دو قضیۀ مهم در منطق و ریاضی پرداخت که تمامیت هرگونه نظریۀ اصل موضوعی را در حساب نفی می کنند. تعمیم پذیری این قضایا به نظریات علوم طبیعی و فیزیک ‌یکی از موضوع ها ی مورد بحث است. در این مقاله پس از بیان و شرح مسئله ، امکان به کار بردن قضیه ها ی گودل در مورد مکانیک کوانتومی مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

•Nov 22, 2019•0 citations

یک نظریه جایگزین برای مکانیک بوهمی

محمدجواد کاظمی, محمدحسین براتی, میثم مشهدی

دراین مقاله یک مدل علی و مبتنی بر مسیر، برای توصیف سیستم‌های کوانتومی معرفی شده است . این نظریه از لحاظ ساختار بسیار شبیه مکانیک بوهمی بوده و مانند نظریه بوهم، تمام نتایج آماری مکانیک کوانتومی استاندارد را باز تولید می‌کند. مسیرهای ذرات در این مدل با مسیر‌های پیش بینی شده توسط مدل بوهم متفاوت می‌باشند. همچنین فرم پتانسیل (نیروی) کوانتومی متفاوت با نظریه بوهم داده شده است. در حقیقت در این نظریه یک پارامتر آزاد (µ) وجود دارد که با صفر قرار دادن آن، مدل مذکور به نظریه بوهم تبدیل می‌شود. مشخصات نظری این مدل، مانند ناوردایی گالیله‌ای، مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین مقایسه دقیقی بین این نظریه و مکانیک بوهمی انجام شده است و پیشنهادهایی برای تمایز تجربی بین این دو مدل (از طریق زمان تونل زنی) ارائه شده است و در نهایت توسعه‌هایی از این نظریه مورد بررسی قرار گرفته است.

مجله پژوهش فیزیک ایران•Sep 15, 2012•0 citations

اصل عدم قطعیت در تصویر فلسفی و الهیاتی

اعلی تورانی, منیر سلطان احمدی

اصل عدم قطعیت ورنر هایزنبرگ با رویکرد حاکمیت قانون احتمال در جهان در یک نگاه فلسفی و الهیاتی مسائل مهمی را پیش روی ما می‌نهد. از جمله آن که اولا رابطه آن با قانون علیت بر چه نحو است؟ ثانیا چه تعاملی میان عدم قطعیت و مسائل کلامی‌ای همچون وجود خدا و اختیار وجود دارد؟ آیا نظریه مذکور توانایی اثبات چنین مسائلی را دارا می‌باشد یا به عکس، آن ها را رد می‌کند؟ در این بررسی آنچه به طور کلی بدست می‌آید، آن است که نظریه عدم قطعیت هایزنبرگ، علیت را مردود شناخته و البته به شیوه خودش یعنی با دادن نگاهی فروتنانه در تفاسیر علمی و روشن کردن این که با وجود عدم موجبیت در رفتار پدیده های عالم، تکیه بر نظریات علمی در توجیه آنها عمل ناقصی است؛ پای خدا را با کارکرد آفریننده و مهار‌کننده عدم تعین ها به میان می‌کشد. و همچنین طبق این نظریه در جایی که عدم قطعیت حاکم است، جا برای اختیار و اراده باز می‌شود. در پایان نویسنده در بیان موضع خود با نقد نظریه عدم قطعیت، از حاکمیت قانون علیت در عالم، سخن گفته و نشان داده که آن به هیچ روی منافاتی با مسئله اعتقاد به خدا و اختیار نخواهد داشت.

•Mar 21, 2013•0 citations

بررسی تعارض عدم قطعیت با اصل علیت

محمد هادی رحمانی

در این مختصر سعی شده است که تأثیر نامطلوب «اصل عدم قطعیت» که از دستاورد‎های فیزیک مدرن است بر بنیادی‌ترین اصول، یعنی «اصل علیت» در حد توان و بضاعت علمی، مورد بررسی و نقد قرار گیرد. بر این اساس ابتدا در ضمن مفهوم‎شناسی، سیر تکون ذرات بنیادی در تاریخ علم را اشاره نموده و سپس تا حدودی در زمینۀ اصل علیت به نکاتی ضروری ومورد نیاز پرداخته شده است، وانگهی نظریۀ اصل عدم قطعیت را مطرح ورابطۀ آن را با اصل علیت بیان نموده و سر انجام به دلایلی اشاره شده است که بیانگر عدم نفی علیت به واسطۀ اصل عدم قطعیت می‎باشد.

•Aug 22, 2020•0 citations

نقش پیچیدگی محلی در ناسازگاری مشاهدهپذیرهای کوانتومی

پوهنمل حامد طیب, یما اصیل

ناسازگاری مشاهده‌پذیرها یکی از مفاهیم بنیادی در میخانیک کوانتومی است که ریشه در ساختار ریاضی عملگرهای کوانتومی و اصل عدم قطعیت دارد، که نقش مهمی در تبیین رفتار سیستم‌های کوانتومی، نظریه اندازه‌گیری، تحلیل اطلاعات کوانتومی و محاسبات کوانتومی ایفا می‌کند. در سال‌های اخیر هم‌زمان با گسترش تحقیقات در حوزه اطلاعات و پیچیدگی کوانتومی، توجه محققان به بررسی عوامل مؤثر بر رفتار مشاهده‌پذیرهای ناسازگار و چگونگی ارتباط آن‌ها با ساختار اطلاعاتی سیستم‌های کوانتومی معطوف شده است، با وجود مطالعات گسترده درباره ناسازگاری مشاهده‌پذیرها و پیچیدگی کوانتومی نقش پیچیدگی محلی در شکل‌گیری و تقویت ناسازگاری مشاهده‌پذیرها همچنان به‌صورت کامل روشن نشده است، از این‌رو هدف تحقیق حاضر بررسی و تبیین نقش پیچیدگی محلی در ناسازگاری مشاهده‌پذیرها و تحلیل تأثیر ساختار محلی عکس­العمل­های متقابل بر رفتار اندازه‌گیری در سیستم‌های کوانتومی است. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع معتبر علمی، نظریه عملگرها، جبر جابجاگرها، نظریه اطلاعات کوانتومی و مدل‌های چند ذره‌ای کوانتومی انجام شده است. در این راستا، ارتباط میان پیچیدگی محلی، توزیع اطلاعات کوانتومی، درهم‌تنیدگی و میزان ناسازگاری مشاهده‌پذیرها مورد بررسی قرار گرفت و چارچوبی مفهومی برای تبیین این رابطه ارائه شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که افزایش پیچیدگی محلی در بسیاری از سیستم‌های کوانتومی می‌تواند به افزایش همبستگی‌های کوانتومی و تغییر ساختار جابجاگرهای مؤثر منجر شود و در نتیجه سطح ناسازگاری مشاهده‌پذیرها را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین نتایج حاکی از آن است که پیچیدگی محلی می‌تواند به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در درک بهتر جریانات اندازه‌گیری کوانتومی، فروپاشی همدوسی کوانتومی و توسعه سیستم­های پیشرفته اطلاعات کوانتومی مورد توجه قرار گیرد.

Farah Research and Scientific Journal•Oct 4, 2026•0 citations
اصل علیت که از بدیهی‌ترین اصول مورد پذیرش همة انسانها در طول تاریخ بوده و نقش تعیین‌کننده و بدون جایگزینی در پیش‌بینی رخدادهای طبیعی و فراطبیعی داشته و دارد، در فیزیک کوانتوم با چالش روبه‌رو شده است. دیدگاه مکانیکی نیوتن نیز که یکی از پایه‌های اساسی علم به حساب می‌آید، قرنها مورد پذیرش قرار گرفته بود ولی صحت و اصالت این دیدگاه، بر اثر پیشرفتهای علمی سالهای اخیر به ویژه با مطرح شدن نظریة کوانتوم در فیزیک، به صورت جدی مورد تردید قرار گرفته و به تصویری کاملا متفاوت از جهان هستی رسیده است.
این مقاله به بررسی و نقد دیدگاه فیزیک کوانتوم دربارة اصل علیت می‌پردازد.
علیت یکی از مهمترین مفاهیم فلسفی می باشد که به عنوان اصل  بدیهی همه ی ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است. اما به رغم اینکه ایل پایه و مبنای هر پژوهش علمی بوده، در طول تاریخ مورد هجوم شبهات فراوانی از سوی برخی از فلاسفه و فیزیکدانان قرار گرفته است. یکی از شبهات را می توان در مکمیت بور که مبتنی بر هایزنبرگ است، یافت؛ که به دلیل داشتن مدلول فیزیکی، از پذیرفته شدن ترین نظریه های فیزیک کوانتوم می باشد.     اما چنانچه تجربه نشان داده است، بسیاری از نظریه ها و تئوری های علمی غیرقطعی بوده و پیوسته در حال تغییر و تبدیل می باشند که در این میان این نظریه و نیز از این جریان مستثنی نبوده اند، زیرا پس از گذشت هشتاد سال، یک دانشمند جوان ایرانی به نام پروفسور شهریار صدیق افشار با ارائه ی نظریه ای درباره ماهیت دوگانه ی نور، توانست سلطه ی هشتاد ساله ی این نظریه را در هم شکند.     این آزمایش، مبتنی بر آزمایشی مشهور درباره ی پدیده ی تداخل است که موسوم به دو شکاف میباشد. وی در این آزمایش به وضوح نشان میدهد که هیچ تناقضی در نمود هم زمان ماهیت موجی و ذره ای نور وجود ندارد؛ موضوعی که تا سال 2004، امر مسلم و پذیرفته شده ی مکانیک کوانتوم بوده است و نتایج فلسفی خطرناکی چون نفی علیت را درپی داشته است. طرح این نظریه نه تنها به عنوان یکی از مباحث بنیادی و جریان ساز فیزیک جدید جائز اهمیت است؛ بلکه پاسخی دندان شکن به نتایج و برداشتهای معرفت شناختی حاصل از نظریه های اصل مکملیت و عدم قطعیت نیز می باشد؛ لذا ما را بر آن داشته است که در مقاله ی حاضر در حد توان به بررسی و تحلیل آن بپردازیم.
مکانیک کوانتومی نظریه ای است که ساختار فکری بشر را دگرگون کرد. اما با وجود موفقیت ها ی زیاد آن از زمان اینشتین تاکنون عده ای در مورد کامل بودن آن دارای شک ، تردید و شبهه هستند. یکی از راه هایی که عده ای کامل بودن این نظریه را مورد تردید قرار می دهند قضایای ناتمامیت گودل است. کورت گودل در دوران دکترا و اندکی پس ‌از تحقیق در مورد برنامه های تمامیت و سازگاری هیلبرت در سیستم های صوری، به اثبات دو قضیۀ مهم در منطق و ریاضی پرداخت که تمامیت هرگونه نظریۀ اصل موضوعی را در حساب نفی می کنند. تعمیم پذیری این قضایا به نظریات علوم طبیعی و فیزیک ‌یکی از موضوع ها ی مورد بحث است. در این مقاله پس از بیان و شرح مسئله ، امکان به کار بردن قضیه ها ی گودل در مورد مکانیک کوانتومی مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.
دراین مقاله یک مدل علی و مبتنی بر مسیر، برای توصیف سیستم‌های کوانتومی معرفی شده است . این نظریه از لحاظ ساختار بسیار شبیه مکانیک بوهمی بوده و مانند نظریه بوهم، تمام نتایج آماری مکانیک کوانتومی استاندارد را باز تولید می‌کند. مسیرهای ذرات در این مدل با مسیر‌های پیش بینی شده توسط مدل بوهم متفاوت می‌باشند. همچنین فرم پتانسیل (نیروی) کوانتومی متفاوت با نظریه بوهم داده شده است. در حقیقت در این نظریه یک پارامتر آزاد (µ) وجود دارد که با صفر قرار دادن آن، مدل مذکور به نظریه بوهم تبدیل می‌شود. مشخصات نظری این مدل، مانند ناوردایی گالیله‌ای، مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین مقایسه دقیقی بین این نظریه و مکانیک بوهمی انجام شده است و پیشنهادهایی برای تمایز تجربی بین این دو مدل (از طریق زمان تونل زنی) ارائه شده است و در نهایت توسعه‌هایی از این نظریه مورد بررسی قرار گرفته است.
اصل عدم قطعیت ورنر هایزنبرگ با رویکرد حاکمیت قانون احتمال در جهان در یک نگاه فلسفی و الهیاتی مسائل مهمی را پیش روی ما می‌نهد. از جمله آن که اولا رابطه آن با قانون علیت بر چه نحو است؟ ثانیا چه تعاملی میان عدم قطعیت و مسائل کلامی‌ای همچون وجود خدا و اختیار وجود دارد؟ آیا نظریه مذکور توانایی اثبات چنین مسائلی را دارا می‌باشد یا به عکس، آن ها را رد می‌کند؟ در این بررسی آنچه به طور کلی بدست می‌آید، آن است که نظریه عدم قطعیت هایزنبرگ، علیت را مردود شناخته و البته به شیوه خودش یعنی با دادن نگاهی فروتنانه در تفاسیر علمی و روشن کردن این که با وجود عدم موجبیت در رفتار پدیده های عالم، تکیه بر نظریات علمی در توجیه آنها عمل ناقصی است؛ پای خدا را با کارکرد آفریننده و مهار‌کننده عدم تعین ها به میان می‌کشد. و همچنین طبق این نظریه در جایی که عدم قطعیت حاکم است، جا برای اختیار و اراده باز می‌شود. در پایان نویسنده در بیان موضع خود با نقد نظریه عدم قطعیت، از حاکمیت قانون علیت در عالم، سخن گفته و نشان داده که آن به هیچ روی منافاتی با مسئله اعتقاد به خدا و اختیار نخواهد داشت.
در این مختصر سعی شده است که تأثیر نامطلوب «اصل عدم قطعیت» که از دستاورد‎های فیزیک مدرن است بر بنیادی‌ترین اصول، یعنی «اصل علیت» در حد توان و بضاعت علمی، مورد بررسی و نقد قرار گیرد. بر این اساس ابتدا در ضمن مفهوم‎شناسی، سیر تکون ذرات بنیادی در تاریخ علم را اشاره نموده و سپس تا حدودی در زمینۀ اصل علیت به نکاتی ضروری ومورد نیاز پرداخته شده است، وانگهی نظریۀ اصل عدم قطعیت را مطرح ورابطۀ آن را با اصل علیت بیان نموده و سر انجام به دلایلی اشاره شده است که بیانگر عدم نفی علیت به واسطۀ اصل عدم قطعیت می‎باشد.
ناسازگاری مشاهده‌پذیرها یکی از مفاهیم بنیادی در میخانیک کوانتومی است که ریشه در ساختار ریاضی عملگرهای کوانتومی و اصل عدم قطعیت دارد، که نقش مهمی در تبیین رفتار سیستم‌های کوانتومی، نظریه اندازه‌گیری، تحلیل اطلاعات کوانتومی و محاسبات کوانتومی ایفا می‌کند. در سال‌های اخیر هم‌زمان با گسترش تحقیقات در حوزه اطلاعات و پیچیدگی کوانتومی، توجه محققان به بررسی عوامل مؤثر بر رفتار مشاهده‌پذیرهای ناسازگار و چگونگی ارتباط آن‌ها با ساختار اطلاعاتی سیستم‌های کوانتومی معطوف شده است، با وجود مطالعات گسترده درباره ناسازگاری مشاهده‌پذیرها و پیچیدگی کوانتومی نقش پیچیدگی محلی در شکل‌گیری و تقویت ناسازگاری مشاهده‌پذیرها همچنان به‌صورت کامل روشن نشده است، از این‌رو هدف تحقیق حاضر بررسی و تبیین نقش پیچیدگی محلی در ناسازگاری مشاهده‌پذیرها و تحلیل تأثیر ساختار محلی عکس­العمل­های متقابل بر رفتار اندازه‌گیری در سیستم‌های کوانتومی است. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع معتبر علمی، نظریه عملگرها، جبر جابجاگرها، نظریه اطلاعات کوانتومی و مدل‌های چند ذره‌ای کوانتومی انجام شده است. در این راستا، ارتباط میان پیچیدگی محلی، توزیع اطلاعات کوانتومی، درهم‌تنیدگی و میزان ناسازگاری مشاهده‌پذیرها مورد بررسی قرار گرفت و چارچوبی مفهومی برای تبیین این رابطه ارائه شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که افزایش پیچیدگی محلی در بسیاری از سیستم‌های کوانتومی می‌تواند به افزایش همبستگی‌های کوانتومی و تغییر ساختار جابجاگرهای مؤثر منجر شود و در نتیجه سطح ناسازگاری مشاهده‌پذیرها را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین نتایج حاکی از آن است که پیچیدگی محلی می‌تواند به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در درک بهتر جریانات اندازه‌گیری کوانتومی، فروپاشی همدوسی کوانتومی و توسعه سیستم­های پیشرفته اطلاعات کوانتومی مورد توجه قرار گیرد.