ارزیابی الگوریتمهای تبادل بیت معمولا توسط شاخص بازدهی انجام میشود، و به نسبت تعداد بیت ارسالی که با موفقیت دریافت شدهاند به کل تعداد بیتهای ارسالی اطلاق می شود. هر چند در نظریه اطلاعات کوانتومی هم اغلب تکیه بر همین شاخص است، اما میتوان بر مبنای آن، عامل ارزیابی دیگری را برای این حوزه از نظریه اطلاعات معرفی کرد که چشماندازی از هزینههای الگوریتم را هم در بر دارد. این شاخص تعداد کیوبیتهای ارسالی مورد نیاز برای دریافت یک دنباله بیتی مطلوب است. با کمک این شاخص جدید میتوان اطلاعات دقیقتری درباره تعداد کیوبیت مورد نیاز برای ارسال، با توجه به طول خروجی مورد انتظار الگوریتم، بهدست آورد و هزینههای پیادهسازی الگوریتم را بهتر برآورد کرد. این در حالی است که شاخص بازدهی تنها برای مقایسه نظری الگوریتمها قابل استفاده است. در این مقاله برای توضیح چگونگی محاسبه این شاخص، از ایدهای که در صنعت حمل و نقل برای فروش مازاد بلیط استفاده میشود بهره میبریم. در واقع ابتدا با بهکار بردن روش فروش مازاد برای آزمایش دو شکاف یانگ، مفاهیم و نمادهای این دو مبحث را یکپارچه کرده و سپس نتایج محاسبات را ارائه دادهایم. در نهایت، با استفاده از همین رویکرد، تعداد کیوبیتهای ارسالی مورد نیاز بهمنظور تولید کلید با طول مطلوب را در پروتکلهای توزیع کلید کوانتومی BB84 و Six-State، برحسب نرخ خطا محاسبه میکنیم.
در مکانیک آماری دانستن حد بالای آنتروپی در تعیین وضعیت پایانی سامانه بر اساس اصل وردشی هلمهولتز بسیار حائز اهمیت است. از این رو تلاشهای بسیاری جهت محاسبه آنتروپی سیستم صورت گرفته است و نظریه ترمودینامیک بر پایه آنتروپی رنی اخیراً ارائه شده است که قادر به توصیف حالتهای جدید در سیستم ترمودینامیکی است. تعیین دقیق آنتروپی در بسیاری از موارد قابل انجام نیست و از این رو روشهای تقریبی به کار گرفته میشود. حل تقریبی میتواند شامل تعیین حد بالا برای آنتروپی باشد که وضعیت نهایی سیستم را تعیین میکند. در این مقاله یک حد بالا برای آنتروپی کوانتومی ارائه میشود. بدین منظور محاسبات در یک فضای هیلبرت جدایی پذیر با پایههای یکا متعامد صورت میگیرد و با استفاده از تعریف شنون از آنتروپی حد بالایی برای آنتروپی نسبی دو عملگر جابجا شونده محاسبه میگردد.
: دراین مقاله تعبیر بدیلی، تحت عنوان سیگما، برای بردار حالت مکانیک کوانتوم پیشنهاد میشود که با در نظر گرفتن اجزاء زمانی برای اشیاء (چهاربعدگرایی)، مدلی برای حل مسألۀ اندازهگیری عرضه میکند. ظرفیت و قدرت تبیینی این مدل را برای حل سه مسألۀ اندازهگیری، یعنی مسألۀ نتیجه، مسألۀ آمار و مسألۀ اثر مورد بررسی قرار خواهیم داد و بهاجمال استدلال میکنیم که تعبیر سیگما حداقل بههمان اندازۀ تعابیر دیگر معقول است.